

برچسب:
نویسنده: روژان رضایی
دیشبم یه شب فوقالعاده بود،ماه کامل بود و خیلی از ستاره هام معلوم.دیشب به هر جایی نگاه میکردی روشن بود، انگار نه انگار که شبه! تقریبا از دم دمای غروب ماه کاملا مشخص بود با یه ستاره پر نور کنارش و یه ست
برچسب:
نویسنده: روژان رضایی
امشب میخواستم در مورد دامپزشکی براتون بنویسم وقت نکردم،ان شاالله فرصت شد میزارم.
چند روز پیش یه صحنه ای رو تلوزیون نشون میداد که خیلی حالمو گرفت و ناراحت شدم! چند نفر با سنگ به یه توله خرس میزدن و کشتنش! خیلی تاسف برانگیزه!!!
برچسب:
نویسنده: روژان رضایی
برچسب:
نویسنده: روژان رضایی


برچسب:
نویسنده: روژان رضایی

یه عکس از نهال های لیموشیرینی که امسال کاشتم.

برچسب:
نویسنده: روژان رضایی
اونقدر خسته ام که فقط یه شالیکار که 7 صبح رفته سر شالیزار 9 شب برگشته ،حالمو درک میکنه... :)
برچسب:
نویسنده: روژان رضایی
یادم نمیاد آخرین باری که عصبانی شدم چن سال پیش بوده، امروز ولی عصبانی شدم!
در حدی که فقط تن صدامو بردم بالا، هر چند که حق با من بود ولی خیلی پشیمونم، باید خودمو کنترل میکردم...
برچسب:
نویسنده: روژان رضایی

عکسی از شاتوت هایی که چند هفته پیش پیوند زدم...

برچسب:
نویسنده: روژان رضایی


برچسب:
نویسنده: روژان رضایی